![]() |
![]() |
|
| الو....لطفاً وقتی برای دلتنگی من بدهید...................................... 28/1/1386 |
|
به سرم زده می آیی با یک بغل خیال خام و هوای پرت حواست را جمع می کنم اما تو که همه ی شعر هایت بوی مرا می نویسد می گویی وقت چیدن است
۱۵/۱۲/۸۵ |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 12 اردیبهشت1386ساعت 20:39 توسط افسانه عزب دفتر |
|
|
نذر هم پای بندمان نکرد تا فر صتی هست سیب را بخوریم
۸۵/۳/۶ |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 10 اردیبهشت1386ساعت 15:59 توسط افسانه عزب دفتر |
|
|
ازکدام پنجره می آیی ؟ همه ی چشم هایم را بازکنم
۸۵/۱۲/۲۸ |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 10 اردیبهشت1386ساعت 15:50 توسط افسانه عزب دفتر |
|
|
آفتاب را بغل می گیرم و به خورشیدی که ندارم می بالم بالشی می دوزم ازخواب هایی که برایم ندیده بودی می خواهم فراموش کنم بهاری که بافتیم و زمین تن نکرد ۲۹/۲/۸۵ |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 10 اردیبهشت1386ساعت 15:42 توسط افسانه عزب دفتر |
|
|
دستهای تو چترند و باران بهانه ای برای اشتیاق من
۸۵/۳/۱۵ |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 9 اردیبهشت1386ساعت 23:44 توسط افسانه عزب دفتر |
|
|
برای آمد نت همه ی بالهایم را به تو می بخشم سیمرغ را باور کن
۱۱ / ۴ / ۸۵ |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 9 اردیبهشت1386ساعت 22:29 توسط افسانه عزب دفتر |
|
|
زنبورها راه را گم کرده اند کسی چه می داند عسل به دهان که می ر سد
۱ / ۲ / ۸۶ |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 9 اردیبهشت1386ساعت 22:18 توسط افسانه عزب دفتر |
|
|
هنوز توت فرنگی ها کال می ریزند بی طعم بو سه ای که بیدارشان کند
۳۱ / ۲ / ۸۵ |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 9 اردیبهشت1386ساعت 22:6 توسط افسانه عزب دفتر |
|
|
بال نمی زنی که بگویم پروانه ای من اما بال بال می زنم خیالم پرت می شود به دستهای دوری که قلاب کرده بودی تا از تو بالا بروم
۳۰ /۱ / ۸۵ |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 9 اردیبهشت1386ساعت 21:41 توسط افسانه عزب دفتر |
|
|
همه ات مال من نشد می دانستم چشمانی تیز سرخی ات را می چیند بزرگ که شدم به دستم نیفتادی .... حالا دستی مانده و عکسی از سیب
۱۳/۷ / ۸۳ |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 9 اردیبهشت1386ساعت 21:34 توسط افسانه عزب دفتر |
|
|
دستم که دراز می شود از سروهایی که کاشته بودم بلندترمی شوی و بوی یاس خانه را گم می کنی گفته بودم می خواهم بهار باشم جوانه زدنم را نشنیدی
۷/۸/۸۴ |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 9 اردیبهشت1386ساعت 21:28 توسط افسانه عزب دفتر |
|
|
روشن شد ستاره های پیرهنم وقتی درتاریکخانه عکس تورا می گرفتم
۲۷/۱۲/۸۵
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 9 اردیبهشت1386ساعت 21:17 توسط افسانه عزب دفتر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیکی نویسنده آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
یکی که مثل خودم بود آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
کتابهای منتشر شده |
| پیوندها |
|
شمس لنگرودی محمد تقی امانی بهاالدین مرشدی وازنا به روز شدگان یاسین نمکچیان مجله دانشجویی (بلم) حامد رحمتی مهرداد فلاح |
|
RSS
|